، تا این لحظه: 12 سال و 4 ماه و 17 روز سن داره

مامانی در کنار یه فرشته

بدون عنوان

امروز کلی دلم گرفته.... احساس شدید پری دارم خیلی شدید و فک می کنم پری می شم .....خیلی ناراحتم این همه تلاش بی فایده بوده.. صبح به بابایی می گم اگه پری شدم بیا بریم iui کنیم..کلی دعا کرد جلوی همه داد زد بعدش کلی هم بوسم کردو گفت ببخشید........... اما قلبم شکسته....خیلی تنها دلخوشیم تویی فرشته من...فک می کنم می یایی و منو از تنهایی در میاری آخه من خیلی خیلی تنهام خیلی تنهام...هیچ کسی ندارم تو این دنیا... هیچ کسی دلش برای من نمی سوزه هیچکی نیست که یک لحظه به درددلم گوش بده ..... هیچ کسی نیست یک بار ازم بپرسه چرا غصه داری؟؟چیزی کم نداری تو زندگیت ؟چی می خوایی؟؟؟ هیچکی ..... فرشته من نمی دونی چقدر همیشه تنها بودم می دونم می دونی چ...
1 مهر 1392

بدون عنوان

عاقبت در یک شب از شب های دور کودک من پا به دنیا مینهد آن زمان بر من خدای مهربان نام شورانگیز مادر مینهد آن زمان طفل قشنگم بیخیال در میان بسترش خوابیده است بوی او چون عطر پاک یاس ها در مشام جان من پیچیده است ان زمان دیگر وجودم مو به مو بسته با هستی طفلم میشود آن زمان در هر رگ جای خون مهر او در تار و پودم میشود میفشارم پیکرش را در برم گویمش چشمان خود را باز کن همچو عشق پاک من جاوید باش در کنارم زندگی آغاز کن میگشاید نور چشمم دیدگان بوسه ها از مهر بر رویش زنم گویمش آهسته ای طفل عزیز میپرستم من تو را مادر منم ...
1 مهر 1392